دلهای سنگ صبور

تو قلبم آرزو کردم نرفته راهو برگردی...

بـــه امید دیدار... خداحافظ

سلام...

ممنونم از اونایی که یه مدت طولانی پا به پای نجواهای دلم بودنو بهم سر میزدن...  هر اومدنی یه رفتنی داره من میرم .. ولی من هیچوقت دلهای سنگ صبور و فراموش نمیکنم...شاید دیگه نیام یا خیلی کم بیام... از دوستان خوبم که مطمئنا از من گله دارن که بهشون سر نزدم زیاد، تشکر میکنم از محبتشون دوستتون دارم اگه تو این مدت باعث کدورتی یا حرفی شدم  عذر خواهی میکنم... از اعماق قلبم برای تک تکتون دعا میکنم که به مراد دلتون برسین ، فدای هر چی دل شکسته...

                                               به امــ ــیــ ــد دیـــ ــدار


                       


من پر از وسوسه ی عاشقی کردن بود

تو پر از هِل هِله رسواییه دل کندن بود


من پر از حس قشنگه بودن کنار تو

تو پر از هوای سرد بی خبر رفتن بود


سهم تو از منو دل ، دلم ولی بی من بود

سهم من از تو فقط یه گوشه جون کندن بود


زدمش ، شکستمش ، کندمو انداختم دور

حیوونی خسته دلم تو راهه برگشتن بود


این منو  ماه و شبو جشن اقاقیها بود

این تو و شعر و غمو قصه ی بی فردا بود


این منو یاد تو و چشمای لبریز از اشک

این تو و شرم نگاه و لکنت حرفا بود


این منو شوق رسیدن با تو  به آسمون

این تو و رفتن به یه سرزمین بی نشون


این منو سادگیو عشقی که اندازه نداشت

این تو و تنها گذاشتن منه بی هم زبون





+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 4:26 قبل از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

قــــل و زنـــجــــیـــــر

 

 

 

من که باز  غریب و تنهام انگاری رفته که رفته

نکنه یادش نبوده... نه ، خیاله... برمیگرده

 

بسه قلب ساده ی من باورش کن اون نمیاد

اون که روت قسم میخورده نه دیگه تورو نمیخواد

 

جاده هم دلش گرفته شده سنگینیه پاهام

یکی با حس غریبی هی میگه میمونه باهام

 

بی ترحم بی محبت کمکم کن که اسیرم

من با این خیال خامم پس میوفتمو میمیرم

 

قل و زنجیریه دستام یعنی من تورو ندارم

من به جرم بی گناهی شب ظلمت شده راهم

 

باورم کن که همیشه باورم بودی تو هرجا

کاش میگفتی صادقانه یه روزی میذاریم تنها

 

نه حالا آماده نیستم درک این موضوع محاله

رد نکن تو خواهشم رو کاش بگی رویاست خیاله

 

حالا که رمق ندارم بغض وجودمو گرفته

اون که عمری گفت عزیزم داره از چشات میاُفته

 

بی وفا تنم میلرزه مثه برگای تو پاییز

دل من محکوم غم شد توی قلبت دیگه جام نیس

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

بدرقه ی تو...

این شعر هم یه سوژه داره ولی از نوع خودش...


دوستای عزیزم عاشق همتونم ولی این شعرارو با تموم احساس حتی با ریختن چند قطره اشک رو کاغذ نوشتم!! ازش کپی نگیرین، غیر اینکه اطلاع بدین و با ذکر منبع اگه خواستین...!! نمیدونم شایدم تقصیر خودمه که میذارمشون تو وبم ولی خداییش  همش از رو احساسه و میخوام شما هم بخونینشون!! التماس دعا...





دلم سرای غم شدو ، تو آخرش نیومدی

دلگیر نشو از حرف من ، بی معرفت خیلی بدی


تو هم شدی مثله همه ، حسمو باور نداری

تو این مسیر بی کسی ، با جاده تنهام میذاری


میگذره روزام بی دلیل ، شوقی ندارم چه کنم

میزنه هر روز به سرم ، عکساتو من پاره کنم


ولی همیشه یاد تو ، تو ذهن خسته ی منه

خدا یه کاری کن بیاد بازم بهم سر بزنه


دیگه من آرزوم شده سراغمو باز بگیری

نازم بدی و بگی و برای دردام میمیری


غربت نشینه دل من، درسته بی لیاقتم

آرامشم بودی یه روز ، ببخش که باتو عادتم

 

اشکای من کاری نکرد مانع رفتنت نشد

با رفتنت گفتی به من غصه نخور قسمت نشد


با زبون بی زبونی با سکوت پیر و خسته م

هی میگفتم به همین بغض، نرو که دل به تو بستم


نگو که فرقی نداره واسه تو اگه نباشم

میدونی آخر خطم ناامید از هم میپاشم


خاطراتت یه نشونه س شده آروم و قرارم

کاش سراغمو بگیری آخه راهیه فرارم


بعد تو میگن میخندن میکنن کنایه بارم

دیگه شونه تو ندارم سرمو کجا بذارم


دیگه چاره ای ندارم در و دیوار روم خرابه

نگرانم واسه چشمام دیگه آروم نمیخوابه


تو خیالتم نباشه چیه سرگذشته این عشق

فقط این یادت بمونه بدرقه ت  کرد اشک و هق هق

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 2:52 قبل از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

بی گناه

 

 دارم دنبالش میگردم خدا رفتارش چه سرده

حس عاشقی نداره دیگه با من نمیگرده

 

به خدا اون آرزومه میگه لایقش نبودم

طفلی قلب بی گناهمو واسش هرجایی کشوندم

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

دلهای سنگ صبور

سلام

ماه محرم  روز تاسوعا و عاشورای حسینی رو  به همه شیعیان و دوستان عزیزم تسلیت میگم ...التماس دعا

 

 

 

 

 

<< کجا رفتی >>

این شعر و با احساس زیاد تقدیم میکنم به دوستی که عزیزشو از دست داد

 

 

کجا رفتی بدون من ،  کجا تنها سفر کردی

بگو میای حقیقت نیس ، میگن تو برنمیگردی

 

کجایی همزبون من ببینی من تک و تنهام

تمومه آرزوهام مرد ببینی بی تو بی فردام

 

پاشو عشقم بگو بازم دلت تنگه کمم داری

خودت گفتی تا دنیا هست منو تنها نمیذاری

 

میگن رفته ، مسافر بود ، هزاران آرزو داره

اون از رخت سیاه من هنوز بیزاره بیزاره

 

دلم دلواپست میشه ، یعنی تقدیر ما اینه!!

بیا برگرد ببین حمل غم و غصه چه سنگینه

 

ببین غم خونه کرده تو ، دل تنها و داغ دیده م

چرا چشماتو میبندی  پاشو عشقم که ترسیدم

 

میگم خوابه ، میگن رفته ، میگم نه واسه تو زوده

فدای قلب پر مهرت که تنها دلخوشیم بوده

 

چشاتو رو چشام بستی نمیپرسی حالت خوبه؟

دلم طاقت نمیاره ببین تو سینه م آشوبه

 

دلم تنگه چرا عشقم تو دستامو نمیگیری؟!

چرا بستن تورو رو تخت چرا اینطور زمین گیری!!

 

جوابم رو نمیدی پس ، چی شد وعده! چی شد شرطا؟!

چطور زنده بمونم با،  نبودت ، غصه و دردا

 

بدون، جون منم بنده به جونت تو کجا میری

خدایا صبر من پس کو؟ که اونو داری میگیری

 

 بمیرم آخرین لحظه با بی تابی نفس میزد

به دور و ور نگاه میکرد یهو دید عجلش اومد

 

دارم دق میکنم عشقم بهم هی تسلیت میگن

هنوز باور ندارم من ،  برات هی فاتحه میدن

 

نخواب عشقم پاشو جونم ببینی بی تو بیمارم

تو که تحمل نمیکردی  یه روزی بد بشه حالم

 

الهی من بمیرم که تنت زندونیه ی خاکه

تو رفتی  بعد تو خونه سرای غم و غمناکه

 

دلم تنها نمیمونی خودم بال و پرت میشم

دیگه من آرزوم اینه ، توی خوابم بیای پیشم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

اخبار جدید این وبلاگ

سلام دوستان عزيز به دليل استقبال بي نظيرتون تصميم گرفتم که يک موزيک سنتر افتتاح کنم تا تمامي مشکلات رو برطرف کنم از اين به بعد تمامي شعر هام و آهنگهام و يا فري استايل هام ويا کليپ هايي قراره بسازم رو با لينک مستقيم تو سنتر قرار ميدم...

يک بخش ديگه اي رو هم دارم راه ميندازم که تمامي اخبار آهنگهام رو اونجا قرار بدم....

راستی واسه استقبال خوبتون یه وبسایت به نام زندگی همیشگی طراحی کردم هنوز کامل نیست ولی آدرس رو تو همین پست میذارم نظر یادتون نره....


با همکاري پسر خالم و من مديريت اين وبلاگ رو کامل مي کنم و هر شب مي خوام وبلاگم رو آپديت کنم باشد که با نظر هاي عاشقانتون ما رو ياري کنيد...
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

بی همسفر

 

                                           

 

روی نامه های خیسم اشکای سردم چکیده

التماس این چشامو چشمای نازت ندیده

 

طاقت قلب صبورم دیگه به آخر رسیده

 

 

 

وقت رفتنت عزیزم آخرین نگاتو کردی

از چشات داشتم میخوندم تو دیگه برنمیگردی

 

دوریه دستای گرمت شده باورم به سختی

 

 

 

حالا این بغض شکسته بعد تو همدم شبهام

میدونی بی کس و کارم میدونی غریب و تنهام

 

شب و روزم شد صبوری که شده مرهم زخمام

 

 

 

 یه جهنمی بزرگی توی سینه م شعله ور شد

توی پس کوچه ی دنیا ، پی تو دل دربه در شد

 

تو رسیدی به عزیزت ، این منم بی همسفر شد.........

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

آهنگ پدرم از محمد هاشمی(دانلود از بخش موزیک سنتر)

آهنگ فوق احساسی و خیلی غمگین از خواننده نسل جوان کشورمان محمد هاشمی به نام پدرم که به مناسبت در گذشت پدربزرگ محترمشان خوانده شد که تنظیم و آهنگ این کار از آهنگساز خوب کشورمون استاد مجید علیپور هستش و تکست کار با محمد هاشمی،که این کار به صورت شخصی بود و به دلیل درخواست بعضی از عزیزان در سایت قرار گرفت و در حال حاضر چند کار جدید هم در حال تنظیم هست که در شب های آتی در سایت قرار میدم پیشنهاد میکنم دانلود این آهنگ رو از دست ندید(پخش اختصاصی)

دانلود با لینک مستقیم با دو کیفیت


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 1:50 قبل از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

آهنگ خونه بخت از محمد هاشمی(دانلود از بخش موزیک سنتر)

  که تنظیم و آهنگ این کار از آهنگساز خوب کشورمون استاد مجید علیپور هستش و تکست کار با محمد هاشمی،این کار به صورت اختصاصی در سایت قرار گرفت پیشنهاد میکنم دانلود این آهنگ رو از دست ندید(پخش اختصاصی)


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 5:43 قبل از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

آهنگ

دوستان عزیزم به زودی آهنگ بعدیم به نام << پدرم >> رو برای دانلود میذارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 5:43 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

وصیت

ما دو تا جفت هم بودیم  رو عشق هم قسم خوردیم

ولی رفت از پیشم ای  وای  منو دل  هردومون  مردیم

ImageShack, share photos, pictures, free image hosting, free video hosting, image hosting, video hosting, photo image hosting site, video hosting site

 

ای خدا نذار که عشقم از چشاش اشکی بباره

نذارش مشکی بپوشه آخه مشکی دوس نداره

 

بعد رفتنم خدایا اون و  آرومش نگهدار

نذار عشقم گوشه گیر شه کز کنه گوشه ی دیوار

 

تو دل خاک و گلم من تنم توی گور میلرزه

نمیدونی جسم تنهام از این تاریکی میترسه

 

تو هلالم کن عزیزم پای عهدمون نموندم

جای خوشبختیت عزیزم تورو رو خاکم نشوندم

 

بغض نکن که دیگه دستام جون نداره تکیه گات شه

تو فراموش  کن یه روزی منو داشتی،  خاطرات شه....

 

ای خدا

هنوز اشکاش میاد یادم ، آخه عشقو یادش دادم...

دیدم جلوی چشمام رفت ، چه ساده از دستش دادم...!!

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 10:47 قبل از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

بی خانه مان

 

تو كه عزم سفري به من بگو كجا برم؟

خاطره هاي عشقتو همشو از ياد ببرم

 

بي خانه مان تو شدم حرف از جدايي ميزني

خمم به ابروت نمياد بري ازم دل بكني

 

ـــــــــــــــــــــــ

پشت اين پنجره ها من ميميرم

حتي اين لحظه ي آخر گوشه گيرم

 

سهم باد هاي خزونم مثه برگم

بعد تو همش تو انتظار مرگم

 

كوه دردم بي پناهه سرده دستام

پر اشكم بغض گرفته همه حرفام

 

قل و زنجير شده پاهام توي تنهايي اسيرم

يكمي به فكر من باش آخه از دوريت ميميرم

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم آبان 1389ساعت 8:30 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

خلاصم بکن خدایا

 

خلاصم بکن خدایا  دلم از  زمونه  خونه

مردم از این بی پناهی غم دلم رو میسوزونه

 

باهمه بدی و خوبیم خیری از دنیا ندیدم

دنیا از سرم زیاده دیگه به آخر رسیدم

 

دیگه خسته م نا ندارم ببینید ماتم و زارم

آخه تا کی غم و درد و پای قسمتم بذارم

 

تازگیا گوشه گیرم تک و تنها بی قرارم

فقط دنبال بهونه م برم گوشه ای ببارم

 

ای خدا به چه گناهی من دعام قبول نمیشه

آخرای صبر من شد بخدا این آخریشه

 

دل من خونه ی درده  خستگیهاشم زیاده

هنوزم محتاجتم من دلم سجده ی صلاته

 

هنوزم لحظه ی آخر اسمتو ورد زبونه

تو خلاصم کن بمیرم خسته م از این زمونه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 0:33 قبل از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

معرفی

سلام به همه دوستان گلم من محمد هاشمی هستم و این وبلاگ شخصیه منه
رشته م موسیقی و تو عرصه ی هنر پاپ کار میکنم...هر شعری که تو این وبلاگ گذاشته میشه همه گفته ی خودمه چندتا شعرمم یه سری از خواننده ها تازگیا خوندن که در آینده ی نزدیک پخش خواهد شد...خودمم تا حالا 2تا موزیک از من پخش شده...  یکی  بنام خونه ی بخت که به تنظیم دوست عزیزم مجید علیپور که تو وبم قرار دادم ، دومین آهنگم اختصاص داره به پدر بزرگ خدا بیامرزم که به عشق اون خوندم به زودی در وبم برا دانلود قرار میدم ایشالله که حتما گوش میکنید و نظرتونو میگید... درضمن سبک کارام همه  غمگینه... تو تنظیم چند تا کار دیگه هم هستم... عزیزان همتونو دوس دارم فقط تنهام نذارین با نظراتتون بهم روحیه بدین و با انتقادتون نقص تو کارو بهم بگید...

 فدای هرچی دل شکسته و عاشق...

<< دل های سنگ صبور >>

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 5:39 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

میدونی ، میتونی

 

 

 

بمون ،   تو با من  ،  که بی کسم

میدونی   ،   میتونی.......

 

 

 

بغضم داره میترکه ،  بسه بیا بی معرفت

من که بریدم از همه ، تا که تو برگردی فقط

 

درمون نداره بی کسیم ، ناجی قلبم تو بیا

خونه خرابم بعد تو ، رفتی  که رفتی بی وداع

 

کار دلت حرف نداره ، با یه بهونه میگذری

به غیر قلب عاشقم بگو که با چند نفری

 

وابسته شد قلب ضعیف ، جوابشو من چی بدم؟!

سوختمو ساختم من به پات درد و دلو به کی بگم!!

 

فکر نمیکردم یه روزی قلبمو از جا بکنی

برای آروم شدنم دیگه باهام حرف نزنی

 

بی معرفت خیلی بدی ، با دل من بد تا نکن

نه نمیگم مقصری ، منو ازت جدا نکن

 

خوب میدونم مزاحمم ، سرت شلوغه بی وفا

یکمی وقت به من بده ، انقد نگو جدا جدا

 

هرچی میشه خداحافظی با دل خسته م میکنی

به هر دری در میزنم تا که  تو  ترکم  نکنی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

به زودي اولين آهنگم بنام خونه ي بخت ......

        

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

خونه ی دلگیر...

 وقتي تو رفتي، خونمون            بي نور و سوت و كور شده

                                                                                                                  جاي تو خاليه بدون                   خونه بي عطر و بو شده

    

تموم خاطراتمو                         گذاشتي لاي دفترم

يه كاري كردي تا ابد                  نتونم از ياد ببرم

 

                                                                                                                   فكر نميكردم بتوني                    حلقه تو هم جا بذاري

ميگفتي خاطراتمه                     نباشه طاقت نداري

 

پر از سكوت خونمون                 صداتو هم نميشنوم

از بي قراري خودمو                   به در و ديوار ميزنم

 

عكستو آغوش ميگيرم               هي با خودم حرف ميزنم

تو رفتي اما نميشه                   بغضمو ديگه نشكنم

 

نميدوني من بعد از اين              گوشه نشين و بي كسم

دستام نداره رمقي                   بي تو تموم نفسم

 

اين خونه ميمونه فقط                بعد منو خاطره هام

هم خونه ام رفتي كجا              من اين وداع رو نميخوام

 

بي تو تحمل ندارم                    جواب قلبو چي بدم

منی که عمری پای تو               قید جوونیمو  زدم 

  

دلگيره خونه عزيزم                    قرارمون رفت زير پا؟!

گفتي كه نفرينش كنيم             هركي اگه شد بي وفا!!

 

نفرين نميكنم تورو                      من بس ميشينم دم در

کار خداست، شاید یه روز            برگردی پیشم بی خبر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

باختم...

 

سره راه تو نشستم با غریبه بر نخوردم

تو زدیم شکستی رفتی خم به ابروم نیاوردم

 

توی این دیار غربت بی تو سختی ها کشیدم

توی هر لحظه ش نبودی عجل مرگمو دیدم...

 

این آخرا ورد زبونم شده بود پشتمو خالی نذاری

ولی در یک لحظه دیدم کسی دور و ورم نیس... همین لحظه بود که دل گفت: تو باختی...!!

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 2:19 قبل از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

مهربون من بیا...

                     کنار بغض من بشین!

 

       دستای سردمو بگیر...

                 حال و روزمو ببین!

 

 بذار صدای خنده هات

                 همیشه آرومم کنه...

 

 نذار که بغض هر شبم

             بشکنه داغونم کنه...

 

نذار صدای هق هقم

          گوش زمینو کر کنه...

 

نذار که این قلب ضعیف

 رفتنتو باور کنه...

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 12:39 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

رفتی و قلب صبورم واسه تو چشم انتظاره        بعد تو غمهای دنیا منو از پا در میاره

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

سپر بلا

راستی، الان عزیزه من                سرت رو شونه ی کیه؟

صدای خنده های تو                    الان تو خونه ی کیه؟!

 

روزای خوب زندگیم                       تمومشون سهم تو شد

میگفتی راهمون جداست            آخرشم حرف تو شد

 

کاشکی منبعد حتی یکبار           بی قراریمو ببینی

خدا رو تو چه دیدی                     شاید آسوده نشینی

 

من هنوزم حاضرم                     عشق من فدات بشم

تو فقط برگرد کنارم                    سپر بلات میشم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 7:40 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

جدایی

                          

اگه ميخواي بري برو                پشت سر و نگاه نكن

حتي اگه صدات زدم                  تو ديگه اعتنا نكن

 

به فكرقلب من نباش                 كه بشكنه يا نشكنه

هر جاي دنيا كه بري                  دلم به يادت ميزنه

 

ديدن خنده هاي تو                     براي من همين بسه

مهر تو به دلم نشست                اين واسه من مقدسه

 

اون همه احساس دلت                خودت بگو ديگه كجاست

بگي نگي من ميدونم                  جدايي سهم آدماست

 

تو برو بي من عزيزم                     برو كه چاره نداري 

خوشم به ردپايي كه                     تو خاطراتم ميذاري

 

ياد تو پرسه ميزنم                         به لحظه هاي خوبمون

لحظه اي كه دلم ميخواست            بهت بگم با من بمون

 

پس قبل رفتنت بدون                       عشق من عادت نبوده

دوست داشتن چشماي تو                فقط تو خلوت نبوده

 

با اينكه درد من از اين                        وداع سخته رفتنه

بايد از هم جدا بشيم                          اينم يه جور گذشتنه

 

برو كه  اشكاي چشام                       فانوس راه تو بشه    

اين دل كه قابلي نداشت                   اونم فداي تو بشه

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 9:51 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

غریبه

 

       

 

نميدونم كه چي گفتم              روي اسمم خط كشيدي

يا كه حتما از غريبه                  پشت من چيزي شنيدي

 

يا كه با رقيب بي رحم               واسم نقشه ها كشيدي

به تو تبريك ميگم عشقم            تو با آرزوت رسيدي

 

من كه رفتم ولي عشقم             اون كنارت نميمونه

اون براي دلخوشيت موند             نه كه قدرتو ميدونه

 

يه روزي مياد كه اون روز              داغي تو دلت ميذاره

ميگه روزي نميتونه                     اون روزه اشكات ميباره

 

اون روزه يادم ميافتي                   كه ديگه نيستم كنارت

بعد اون وداع دلگير                       ديگه نيستم سره راهت

 

ميدونم دلت ميگيره                      از منم خبر نداري

سرزنش نكن به قلبت                 قسمت اين بود جام بذاري

 

باز سراغمو ميگيري                    ميشنوي كه توي خاكم

از همون لحظه كه رفتي              تا الان هنوز هلاكم

 

تورو به اين جسم بي جون             قسمت ميدم نيايي

تو كه اون روزا يه بارم                     نپرسيدي كجايي

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 2:0 قبل از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

ولگرد

 

 

 

 

بذار گريه كنم ديگه دلم  همدم  غمها  شد

آخه بعد يه چند  سالي دوباره خيلي تنها شد

 

مدام شبهاي تنهايي توي خاطره ولگردم

سكوتي پر فريادم يه بخت برگشته پر دردم

 

چشام ديگه پر از اشكه؛ خدا ميدونه بي تابم

يه آواره يه افسرده كه فكر كردم توي خوابم

 

ولي افسوس توي خوابم نديدم اون ولم كرده

كه ميخونم از اين قلبم كه بي تابه و ولگرده

 

نگاهش ديگه هر روزه جلوي چشم من پيداست

ميدونم كه نميدونه كه بي تابش تك و تنهاست

 

چه لحظه هاي خوبي بود زمونه بي تو دلگيره

مگه پيغامو نشنيدي كه گفتن بي تو ميميره

 

چه كارايي نكردم من واسه اينكه تو برگردي

ولي از تو  خبر اومد  كه  روزاتو  هدر كردي

 

تويي عاشق كش بي رحم ؛ منم اون عشق ديرينه

هنوز  پابند  عهد  خود ؛ هنوز پابند  آيينه

 

زبونم بند اومد  از  بس  مدام  گفتم  بيا  برگرد

هنوزم اين دلم خونه هنوز هستم همون ولگرد

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

یه روزی میشنوی....

 

 

اشكاتو پاك كن و ديگه غصه نخور مسافرم

وقتم تموم شد و ديگه از شهرتون بايد برم

 

ديگه دلت تنگ نميشه  براي اون خاطره ها

همينو خواستي بشنوي من ميرم از شهر شما

 

اگه يه روزي برسه بگن دلت تنگ برام

ميشنوي من تو غربتم اينو بخون از تو صدام

 

ميرم كه ديگه وقت تو به پاي من هدر نره

شايد صلاح جداييه؛ اينطوري واست بهتره

 

بغضتو  نشكن  كه ديگه  سراغتو  نمي گيرم

نزديكه روزي بشنوي به پاي عشقت ميميرم

 

خاطره هام از تو فقط چند قطره اشك تو چشمام

ميريزم پشت پات  ميرم  با  اينكه اينو  نميخوام

 

يادش بخير روزي بهم گفتي كه دستامو بگير

گفتي بهم محتاجتم يه گوشه مونده ام اسير

 

دستاي سردمو روي دستاي گرمت كشيدم

آروم و دلنشين ترين دوستت دارم و شنيدم

 

باور نميكنم هنوز قيد دلم رو ميزني

بخاطرت ميرم گلم تا ساده تر دل بكني

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

کی حرف رفتنو زده......

 

 

چرا پس عاشقم كردي تويي كه رفتني بودي

نگو حرفاتو يادت نيس چرا ميري به اين زودي

 

نگو با من نميموني خدا قلبم پر درده

هميشه دور قلب تو مثه پروانه ميگرده

 

نگو روزا رو يادت نيس دلم خوش بود به اون روزا

كه دنبال تو ميگشتم تو لحظه هاي بي همتا

 

چرا رفتي با اينكه من هميشه عاشقت بودم

ز بس كه گريه ها كردم ديگه همسايه ي رودم

 

نميگيري سراغم را چي شد افتادم از چشمت

منم فانوس لبخندت غرورت گريه ات خشمت

 

مني كه غصه ها خوردم چرا تقدير من اينه

منم بي تابه تو عشقم بيا عشق تو غمگينه

 

وفا كردم به عشق تو زدي عهدو شكستي باز

چي شد اون آرزوهامون، چي شد اون كوله بار راز

 

شكستي شيشه ي عمرم ولي  ميخوام تو خوش باشي

تو بودي مرهم زخمم  نشد كه مال من باشي

 

تو رفتي باورش سخته نشستي با رقيب من

شدي سهم غريبه ها ولي غمها نصيب من

 

ميخوام باور كنم اينو ديگه با من نميجوشي

برام سخته عزيز من چطور با اون هم آغوشي

 

ببين دستاي من خشك شد هنوز چشم انتظار مونده

هوا سرده ولي قلبت منو از خونه ام رونده

 

ندارم همدمي بي تو بشه دلخوشيه قلبم

دارم آروم تموم ميشه توي تنهاييه شبم

 

اگرچه  دل پر از درده اميد دارم كه برگردي

با اينكه  با رقيب من تو تنهايتو پر كردي

 

 

يادت بياد كه من كي ام همون كه ميميره برات

هموني كه دل نداره برگي بيافته سره رات

 

چيه دليل رفتنت از من چه كاري سر زده

حالا بگو كي بي وفاست كي حرف رفتنو زده

 

كي خواست منو تو ما نشيم، تو اين زمونه ي عجيب

كي فكرشو ميكرد ميري، منمو دنياي غريب

 

توي مسيرعاشقي تو بودي تك پر دلم

حالا كه رفتني شدي بذار اينو بهت بگم

 

من از نگاه سرد تو به اوج غربت رسيدم

تا حالا اينطور خودمو تنهاي تنها نديدم

 

اونقده سختي كشيدم دلم ميخواس تو خوش باشي

كي فكر ميكرد يه روز ميري و ديگه پيشم نباشي

 

با من نبود دلت عزيز، حيف همه احساسم به تو

هركي ندونه با خودش ميگه چقد بدم با تو

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 2:43 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

خالکوبی

شايد فراموشت شدم شايد دلت تنگه برام

شايد بيداري مثه من به فكر اون خاطره هام

 

شايد تو هم شب كه ميشه ميري به سمت جاده ها

بگو تو هم خسته شدي مثه من از فاصله ها

 

با هر قدم برداشتنت فاصله بينمون نشست

لحظه اي كه بستي در و شنيدي قلب من شكست

 

يادت بياد كه من كي ام همون كه ميميره برات

هموني كه دل نداره برگي بيافته سره رات

 

نميتونم دورت كنم لحظه اي از تو روياهام

تو مثه خالكوبي شدي تو تك تك خاطره هام

 

از كي داري تو دور ميشي، از من كه ميميرم برات

از مني كه دل ندارم برگي بيافته سره رات

 

بگو من از كي بگيرم حتي يه بار سراغتو

دارم حسودي ميكنم به آينه ي اتاق تو

 

كاش جاي اون آينه بودم هر روز تورو ميديدمت

كاشكي هنوز داشتمتو هر لحظه ميبوسيدمت

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

به خيالم برميگردي

برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید

 

نميشه لحظه ي آخر دستاتو يه بار بگيرم

از چشام دور شدي اما آرزو به دل ميميرم

 

كاش ميشد فقط يه لحظه پشت سر نگاه ميكردي

تمومه خوشيم همينه به خيالم برميگردي

 

ميدونم گلايه داري از منو دل اسيرم

چند وقته تنهام گذاشتي دارم از ياد تو ميرم

 

نامه هاي پاره پاره، عشقي كه برام محاله

روزگار بي مروت، هي بلا سرم مياره

 

روزا تو فكر و خيالم، شبا توي خاطراتت

خاطراتي كه ميگفتي نميره هيچوقت از يادت

 

اما صبر تو چه كم بود،پاي حرفمون نموندي

بيچاره دل منو كه به روز سياه نشوندي

 

داغ رفتنت هنوزم يه عذاب سينه سوزه

طفلي چشمام نميتونه چشماشو به در ندوزه

 

تو كه موندني نبودي قول موندن چرا دادي

من از اول ميدونستم اخه از سرم زيادي

 

حق ميدم جلوي دوستات حتي اسممو نياري

ميدونم كه روت نميشه با من يه قرار بذاري

 

ميدونم تو با كلاسي، ولي من يه نقطه چينم...

آره چي ميشه عزيزم به ته دلت بشينم

 

گرچه من هيچي ندارم اما دل هواتو داره

آره من نقطه اي كورم، تو مثه ماه و ستاره

 

تو رفیق نیمه راهی ، منمو با دل تنها

تو بخند برای دردام ، منم هم بستر غمها

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 8:33 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

من تورو کم دارم...

 

 

خداحافظ ميگي ميري با اينكه تورو كم دارم

ميري از اين ديار اما ، تورو به خدا ميسپارم

 

با اينكه كوله بارت رو داري ميبندي و ميري

چرا زودتر نگفتي كه تو زندگيم زياديي

 

اگه دل شورتو داشتم نبودي غصه ميخوردم

من كه احساسمو گفتم چرا تو عشق شكست خوردم

 

چرا امروز اينه سهمم جدايي و غم و ماتم

مگه تقدير من اينه دارم جون ميكنم كم كم

 

از اون روزي كه تو قلبت هميشه آشيونه م شد

تا امروزي كه بي رحميت نصيب دل و جونم شد

 

يه دنيا فاصله اومد واسه ما قد علم كرده

شده زمزمه ي لبهام ، خدا ميخوام كه برگرده

 

نيومد اون كه ميخواستم هميشه آرزوم  بوده

بگه دلواپس من بود بگه رفتن برام زوده

 

خدا ميدونه كه صبرم ديگه سر اومد و خسته م

خدا حتما نميدونه هنوز چشم انتظار هستم!

 

يه كاري كن دل تنگم بياد ياد دل سنگش

منه بيچاره رو  باش كه هميشه يادمه حرفش

 

ميگفت خيلي دوست دارم  اگه گريه كني ميرم

ولي باز اشكامو ميديد ميگفت من بي تو ميميرم

 

همه حرفام فقط اينه چرا با حس من بد كرد؟

سوالم رو پس ميگيرم واسه احساسمون برگرد.......

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 6:38 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  | 

خسته م

 

بسه اشكاتو نگه دار من كه كوله بار دردم

منم اون يه بي پناهي پي تكيه گاه ميگردم

 

منم اون دل گرفته كه تنش خسته ي خسته س

منم اون يه بغض كهنه مدتي ميشه شكسته س

 

منم اون صداي هق هق كه وجودمو گرفته

با اينكه شكستيش اما، هنوزم چيزي نگفته

 

در و ديوار اتاقم پر شده از اسم نازت

منمو فكر و خيالو اين در و ديوار ساكت

 

بسه اشكاتو نگه دار واسه چي تو اشك ميريزي

اونقدر غمم زياده نمونده راه گريزي

 

توي خاطرم ميموني كاش نري كاشكي بموني

گرچه قسمتم نبودي كاش بموني و بتوني

 

منم اون حس غريبي كه شده درد و دل من

انگاري تمومه غمها شدن ناجور عاشق من

 

دفتر خاطرهاتو باز كنه اسممو پاك كن

اصلا اين دفترو بردار ببرش به زير خاك كن

 

تويي تو بود و نبودم، بعد تو هميني هستم

تو ميري خدا به همرات منمو با تن خسته م

+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط  دلهای بی سنگ صبور  |